معرفی انجمن

جامعه شناسی در نظام تحصیلات عالی کشور

جامعه شناسی در مقایسه با سایر علوم، رشته ای است  نوپا. چنانکه آگوست کنت، بنیانگذار این رشته، و دیگر جامعه شناسان یاد آوری نموده اند، نوپایی جامعه شناسی ریشه در پیچیدگی زیاد جوامع انسانی دارد. تکامل علم و عقل به طور کلی و وقوع انقلابهای علمی به طور خاص، به ایجاد این باور انجامید که هستی های اجتماعی را نیز می توان با بهره از روشهای مناسب مورد مطالعه قرار داد. سال ۱۲۱۷ ه .ش (۱۸۳۸م) مصادف است با آغاز جریان جامعه شناسی رسمی در غرب؛ اما در افغانستان وضعیت به گونه ای دیگر بوده است. دانشگاه کابل به عنوان اولین و بزرگترین مرکز آموزش عالی در کشور، عمری کمتر از یک سده دارد. در این دانشگاه، ابتدا دیپارتمنت فلسفه و علوم اجتماعی در چهارچوب دانشکدۀ ادبیات ایجاد گردید و تعدادی از مضامین رشتۀ جامعه شناسی نیز تدریجاً به نصاب تحصیلی این دیپارتمنت افزوده شد. ازسال ۱۳۵۹ ه.ش دانشکدۀ علوم اجتماعی با دیپارتمنتهای تاریخ، فلسفه و علوم اجتماعی و ژورنالیزم به طور مستقل آغاز به کار نمود و در سال ۱۳۹۲ دیپارتمنت” فلسفه و علوم اجتماعی” به دیپارتمنت “فلسفه و جامعه شناسی” تغییر عنواد داد. در دانشگاه تعلیم و تربیه شهید ربانی نیز دیپارتمنت جامعه شناسی از سال ۱۳۸۱ایجاد گردیده است. اما نکتۀ قابل ذکر این است که تدریس مضامین جامعه شناسی در هر دو دانشگاه اعم از روشهای تحقیق، نظریه ها، مکاتب و حوزه های مختلف این رشته مانند جامعه شناسی شهری، جامعه شناسی روستایی، جامعه شناسی توسعه، جامعه شناسی خانواده، جامعه شناسی سیاسی و … غالباً توسط استادان دارای درجۀ تحصیلی لسانس و خارج از رشته صورت گرفته است. اولین استاد رشتۀ جامعه شناسی با درجۀ تحصیلی ماستری، از دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۳ به دانشگاه کابل جذب گردید. از همین تاریخ، تا سال ۱۳۹۰، دگروگونیهای مثبتی در این رشته رخ داد که اشاره به دو مورد آن مهم است: ۱- برگزاری دور های آموزش “روشهای تحقیق برای استادان کلیۀ رشته های علوم انسانی و دانشجویان رتبه های اول تا سوم هر رشته در شرایطی که دانش و مهارت بسیار ناچیزی از ان وجود داشت و به تثبیت جایگاه رشتۀ جامعه شناسی در دانشگاه کابل تأثیر گذار بود؛ ۲- تعدا ۸ تن از دانشجویان دیپارتمنت فلسفه و جامعه شناسی از یک صنف درسی، با تلاش و پشتکار شایان تقدیر به مطالعه در رشتۀ جامعه شناسی روی آوردند و توانستند به دانشگاههای تعلیم و تربیه استاد ربانی، بامیان، پروان، قندهار و … به عنوان اعضای کادر علمی جذب گردند. اکنون اغلب استادان این رشته با درجۀ تحصیلی دکتورا و ماستری در دانشگاههای شان به تحقیق و تدریس مشغولند. درحال حاضر دیپارتمنتهای جامعه شناسی در ده دانشگاههای دولتی کشور رسماً فعالیت دارند.

در دانشگا ههای خصوصی، تنها دانشگاه کاتب در سال ۱۳۹۳ رشتۀ جامعه شناسی را در مقطع ماستری ایجاد نموده است. قابل یادآوری است که پس از ایجاد دوره ماستری در رشته های فلسفه و جامعه شتاسی و تاریخ در سال ۱۳۶۳ در دانشکاه کابل و توقف آن در زمان حاکمیت طالبان، هیچ یک از دانشگاههای دولتی تا کنون دوره های ماستری و دکتورا را در این رشته ایجاد نکرده اند.

به این ترتیب می توان ادعا نمود که جامعه شناسی رسمی در افغانستان، بیشتر یک پدیدۀ قرن بیست و یکمی است.

ورای جامعه شناسی رسمی

یادآوری این نکته بسیار مهم است که شکل گیری روش و بینش جامعه شناختی در افغانستان نوین به گذشته های دورتر از تاریخ رسمی آن مربوط می شود. تأکید ما در این مورد بیشتر متوجه شکل گیری جامعه شناسی تاریخی، جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی ادبی – فرهنگی در آثار چهره هایی مانند میر غلام محمد غبار، صدیق فرهنگ، سید عسکر موسوی، آصف آهنگ و…. می باشد. هر چند این چهره ها به طور خاص در چهارچوب جامعه شناسی رسمی به تحصیل نپرداخته اند و در نوشته هایشان مفاهیم مسلط بر جامعه شناسی متعارف را کمتر به کاربرده اند، اما وجود بینش و درایت جامعه شناختی با بنیاد انتقاد گرایی تاریخی در آثارشان قابل استنباط است. آثار تألیفی استادان رشتۀ جامعه شناسی، از عابدین بارز تا آنانی که در حال تدریس می باشند، بیشتر نوعی گردآوری و یا تکرار ی از آثار به نشر رسیده در خارج از کشور می باشند. این آثار منابع درسی هستند که حداکثر کارآیی آنها پاسخگویی به کاغذ بازیها و مستند سازیهای برنامه های فعلی ارتقاء کیفیت وزارت تحصیلات عالی وترفیعات علمی استادان می باشد. به عبارت دیگر در آنها هیچ دغدغه روش شناختی و معرفت شناختی برای تبیین مسائل تاریخی و اکنون جامعۀ ما مشاهده نمی شود. این در حالی است که به قول سید عسکر موسوی درکتاب تاریخ افغانستان: “هنوز که هنوز است هیچ محقق و نویسنده داخلی و خارجی تاریخ افغانستان نتوانسته تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی و روشنفکری افغانستان را بنویسد و از “افغانستان در مسیر تاریخ”، نوشتۀ میر غلام محمد غبار و “افغانستان در پنج قرن اخیر”، نوشتۀ میر محمد صدیق فرهنگ یاد نکند و کمک نگیرد… ))

ضرورت ایجاد انجمن جامعه شناسی افغانستان

تمام حوزه های معرفتی معطوف به حل مسئله می باشند. جامعه شناسی نیز در تلاش برای شناخت روشمند پدیده های اجتماعی به منظور پاسخگویی به پرسشها، نیاز ها و چگونگی حل مسائل زندگی اجتماعی پا به عرصۀ وجود نهاده است. جامعه شناسی در کشور ما چونان کودک نوپایی است که نمی داند ره به کدام سوی خواهد برد؛ اما با توجه به رسالتی که برای آن تعریف شده است، ما هر گز جامعه شناسی را به یک کنجکاوی سادۀ پژوهشی و یک سرگرمی علمی فرو نمی کاهیم. ما از این رشته مدد می جوییم تا به شناخت و فهم روشمند “جامعه” دست یابیم و در پرتو چنین شناختی،امکان شکل دهی تغییرات و دگرگونیهای توسعه زای اجتماعی را فراهم آوریم.